![]() |
![]() |
|
| مطالب و اخبار آموزشی پژوهشی و تحلیلی درباره آموزش قرآن در آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران |
|
پيشنهادهايي براي اصلاح الگوهاي آموزش قرآن در آموزش و پرورش رهبرمعظم انقلاب در روز معلم سال 1385 فرمودند: « قرآن حقيقتا درآموزش وپرورش مهجور است. انتظار اين بود كه پس از انقلاب كاركارستاني در اين زمينه صورت پذيرد. كارهايي هم شده است، اما قرآن بايد در آموزش وپرورش نهادينه شود. ما در اين زمينه نيازمند تحول اساسي هستيم. » مهجوريت قرآن در آموزش وپرورش را مي توان از ابعاد مختلف مورد نقد و بررسي قرار داد. از جايگاه قرآن در برنامه ريزي استراتژيك و كلان آموزش وپرورش وفلسفه تعليم و تربيت، سند ملي آموزش وپرورش وسند برنامه درسي ملي گرفته تا مسائل مربوطه به حوزه اجرا، نظارت و ارزشيابي. آن چه در اين پژوهش مورد نظر بوده است, پاسخ به سوال هايي است که در فصل اوّل طرح شده و در فصول بعدی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. در اين جا به بيان برخي از پيشنهادهايي که بيش تر جنبه راهبردی دارد و می تواند به عنوان راهكارهايي اثربخش در ارتقاء درس آموزش قرآن دوره ابتدايي مورد استفاده برنامه ريزان و مجريان قرار گيرد, اشاره می شود : اميد است اين پيشنهادها توسط متوليان تعليم و تربيت کشور و مسئولان وزارت آموزش وپرورش مورد توجه جدي قرار گيرد و براي اجراي آن ها برنامهريزي هاي لازم صورت پذيرد. هم چنين اغلب پيشنهادها مربوط به معلمان و فعاليت هايي است كه آنها ميتوانند در ساعات آموزش قرآن انجام دهند. در اين زمينه, پيشنهادها با آگاهي ازمشكلات و كمبودهای موجود در مدارس و نيز وبا توجه به شرايط موجود ومشكلات معلمان ودانشآموزان ارائه شده است و تا زماني كه « انس با قرآن » به عنوان اصلی ترين هدف و يك امر جدي در مدارس, مورد توجه واقع شود، می تواند در موفقيت کمی و کيفی آموزگاران در آموزش قرآن مفيد واقع شود. الف ) پيشنهادهايي برای برنامه ريزان 1- بازنگري در اهداف برنامه های آموزش قرآن دوره ابتدايي اغلب اوقات اصول، اهداف، رويكردها و كليات آموزش ها و فعاليت هاي قرآني مفروض گرفته مي شوند و در نتيجه فعاليت ها و حتی نوآوري های آموزشی صرفا معطوف عوامل و اجزاي فرعي مي شود؛ شناخت كامل اهداف برنامه درسي آموزش قرآن در هر يك از دوره هاي تحصيلي و يا هدف از فعاليت هاي مختلف قرآني از قبيل تشكيل دارالقرآن ها در آموزش و پرورش و مسابقات قرآني و... باعث مي شود كه : اوّلاً ) اين اهداف مورد بازبيني و اصلاح قرارگيرد و از ارائه اهداف متعدد دريک دوره يايک پايه خودداری شود. ثانياً ) اجراي فعاليت های آموزشي, مطابق با اهداف برنامه درسی پيش رفته و زودترمحقق گردد. 2- توجه به انس دائمی با قرآن کريم به عنوان مهم ترين هدف آموزش قرآن : با آن كه همواره هدف انس با قرآن كريم جزء اهداف آموزش قرآن بوده است, اما بايد گفت برنامه هاي درسي در زمينه ارائه راه كار ها و شيوه هاي انس دانش آموزان باقرآن كريم چندان موفق نبوده است . 3- توجه به آموزش جامع قرآن با تاکيد بر محوريت روخوانی قرآن کريم؛ آموزش روخواني و روان خواني صرف و يا آموزش قرائت يا حفظ قرآن, هر يك به تنهايي نمي تواند پاسخگوي نيازهاي مختلف دانش آموزان و فراگيران باشد. امروزه نظريه «هوش هاي چندگانه » يا « هوش های متكثر» ( گاردنر ) ثابت مي كند كه هر فردی با توجه به استعدادها و علايق خود در فراين يادگيری حضور پيدا می کند و به عبارتی « هر كس از ظن خود شد يار من ». اين موضوع در آموزش قرآن بسيار قابل مطالعه و استفاده است به منظور تحقق اهداف برنامه درسی آموزش قرآن می توان از تلفيق شيوه های مختلف آموزشی استفاده کرد, مانند حس بينايي و حس شنوايي, روش نوشتاری, داستان گويي, نمايشي و... 4- بررسی و استفاده شيوه های مناسب آموزش قرآن سال های قبل : شايد برخی روش های آموزش قرآن قبلی, به دلايل متعدد در زمان خود نتوانستند جای خود را باز کنند. اما امروزه می توان در راستای چند تاليفی بودن کتاب های درسی آموزش قرآن, ضمن انجام اصلاحات لازم به احيای شيوه های مناسب قبلی پرداخت. برای اين کار بهتر است روش هاي آموزش قرآن در ايران قبل از آموزش و پرورش جديد، شناسايي شود تا در صورت مناسب بودن مورد استفاده قرار گيرد. 5- بررسی شيوه های آموزش قرآن ديگر کشورهای اسلامی : روش هاي آموزش قرآن در ديگر كشورهاي اسلامي مورد بررسي قرار گيرد تا موارد قابل استفاده و متناسب با فرهنگ ما در تأليف كتاب و آموزش قرآن استفاده شود. 6- توجه به استفاده از هوش های چندگانه يادگيری در آموزش قرآن : با توجه به رويکرد آموزش جامع قرآن در مرحله چهارم, لازم است در تأليف كتاب های درسی جديد, به هوش های مختلف يادگيری (گاردنر) و به توانائي ها و علاقههاي سني دانشآموزان توجه بيش تری شود. اين مسأله می تواند به عنوان يک پژوهش مورد امکان سنجی قرار گيرد. 7- كتاب راهنماي معلم براي هر يك از پايه هاي تحصيلي به گونه اي تهيه شود كه حاوي مطالب متنوع و انگيزاننده باشد تا معلم در فرصتهاي مناسب براي دانشآموزان بخواند. اين كار موجب تقويت انگيزة مطالعه، هم چنين خارج شدن ساعت قرآن از خستگي و يك نواختي است. 8- از آنجا که معلمان دوره ابتدايي در يک پايه با تعدد دروس و كتاب هاي درسي و هم چنين زمان محدود روبه رو هستند بهتر است خلاصه کتاب های راهنمای معلم يک پايه، از جمله روش هاي آموزش قرآن در يک کتاب جمع شود تا معلم پايه در تهيه کتاب مذکور و استفاده از آن با مشکلات کمتری مواجه شود. 9- مهم ترين دليل كندي پيشرفت برنامه هاي درسي، كم توجهي به اشاعه برنامه درسی از جمله آموزش قرآن است به نحوي كه بسياري از معلمان در جريان تغييرات قرار نمي گيرند. لازم است به اين مساله از طريق استفاده بهينه از رسانه هايي چون راديو و تلويزيون و مطبوعات كشور به طور جدي پرداخته شود. 10- شورای عالی آموزش وپرورش با توجه به اهداف مصوب درباره آموزش قرآن که در ابتدای هر يک از کتاب های درسی آموزش قرآن اوّل تا پنجم ابتدايي نيز اشاره شده, ( و به پيوست ارائه شده) به آموزش اين درس توسط آموزگار پايه تاکيد کرده است اما در ساير موارد با تصويب دستورالعمل هايي مانع آموزش قرآن توسط آموزگار پايه شده است؛ مانند دستورالعمل تدريس معلماني كه تقليل ساعات كاري دارند.( به پيوست ارائه شده است). در اين زمينه لازم است اين شورا موانع قانونی اجرای مصوبات را از ميان بردارد. 11- با توجه به جايگاه خطير معلم در تحقق اهداف آموزشی, از يك سو و عدم توانايي آموزش حضوري آنان در يك پرسه زماني از سوي ديگر بهتر است از طرق گوناگون مانند آموزش ضمن خدمت نيمه حضوری و مكاتبهاي و رسانه اي، اهداف و روش هاي تدريس دروسي مانند قرآن به کليه معلمان لازم التعليم آموزش داده شود. 12- باتوجه به اهميت روخوانی و روان خوانی در دوره ابتدايي, بهتر است آموزش مفاهيم(آيات ساده و پرکاربرد قرآن، از کتاب های دوره ابتدايي حذف شده و در راهنمايي، مبناي كار قرار گيرد تا به اين وسيله فرصت و مجال بيشتری برای تمرين مهارت روخوانی و روان خوانی فراهم شود. 13- از آنجا که تلقی عمومی از آموزش قرآن, قرائت وتلاوت فصيح آن است, ترويج ساده خواني قرآن كريم از دوره ابتدايي مورد توجه جدی قرار گيرد و به عنوان هدف اصلی آموزش روخواني و روان خواني قرآن در جامعه معرفی شود. 14- پيشنهاد ميشود محتواي كتاب هاي قرآن دوره ابتدايي بر اساس روان شناسي رشد، روان شناسي يادگيري و ميزان فراگيري دانشآموزان در اين سنين و هم چنين با استفاده از نظريات بدست آمده از معلمين اين دوره مورد تجديد نظر قرار گرفته و تدوين گردد. 15- در انتخاب آيات, قواعد روخواني, پيام ها وداستان های قرآنی و تمرين هاي مفاهيم, تعادل منطقي از جهت موضوع, مقدار رعايت گردد، و هم چنان كه بررسي حاضر نشان ميدهد، كتاب ها با وجود نكات مثبت در زمينه انتخاب موضوعات و روش ها، از نظم منطقي لازم برخوردار نيستند. 16- دو درس از کتاب قرآن پايه سوم ابتدايي به آموزش نماز اختصاص دارد. پيشنهاد می شود: اوّلاً ) با توجه به جايگاه رفيع آموزش قرائت صحيح و فصيح نماز و ترجمه و احكام و آداب و شرايط آن، به عنوان يکی از واجبات دينی از يك سو و مهارتي بودن اين درس از سويي و هم چنين حذف آن از آموزش در برخي كلاس ها به دليل تلاقي آن با آموزش قرآن، بهتر است در صورت امکان آموزش نماز به عنوان يک درس مستقل در بين دروس مطرح شود و به همين منظور براي آن کتاب درسی, ساعت آموزشی مستقل و حتی در صورت نياز معلم خاص در نظر گرفته شود. ثانياً) به منظور آشنا شدن دانشآموزان با قرائت صحيح نماز, از وسايل كمك آموزشي هم چون لوحه و نوارهاي آموزشی به نحو صحيح ومؤثر دركنار آموزش كتاب درسي پيشنهاد ميگردد. ثالثاً ) موضوع امکان سنجی آموزش تلفظ حروف خاص عربی در دوره ابتدايي به عنوان يک طرح پژوهشی مورد بررسی و اجرای آزمايشي قرار گيرد و در صورت مثبت بودن نتايج, به آموزش آن ها در کلاس دوم يا سوم ابتدايي به اجرا گذاشته شود. 17- ساعت تدريس قرآن نسبت به هدف آموزش يعني كسب مهارت روخواني و روان خواني قرآن كريم مناسب نيست، بهتر است كه در برنامهريزي اين درس سعي شود كه هماهنگي لازم در ميان اهداف قصد شده، محتوا و ساعت تدريس برقرار كرده و در صورت امكان به ساعت تدريس آن افزوده گردد. 18- در سازماندهي محتواي كتاب هاي قرآن دورة ابتدايي, به اصل فزايندگي وتكرار (يعني توجه به گستردگي وعمق مطالب ضمن تكرار آنها درسال هاي مختلف تحصيلي) كه يكي از اصول اساسي مربوط به ارتباط عمودي مطالب ارائه شده در كتاب هاي درسي است كاملاً توجه شود تا دانشآموزان يك مفهوم اساسي را در طول سال هاي مختلف، با گستردگي بيش تري فرا گرفته وبرعمق معلومات خود درآن زمينه بيفزايند. 19- با توجه به اين كه درس هاي قرآن، ديني, تاريخ و فارسی وجوه مشتركي با يكديگر دارند، پيشنهاد ميشود اعضاي اين سه گروه در برنامهريزيهاي درسي با يك ديگر هماهنگ بوده و جلسات مشترک تاليف داشته باشند. 20- برون داد برنامه های درسي آموزش قرآن در پايه های مختلف بايد به طور مداوم در كلية مراحل طراحي و اجرا تهيه شود. تا با بررسي و ارزيابي لازم, نارساييهای برنامه درسی آموزش قرآن, شناسايي و رفع شود. 22- به منظور اشاعه برنامه درسی و برای نظارت و ارزيابی و حمايت از برنامه آموزش قرآن دوره ابتدايي بهتر است به احيای معلمين راهنمای شهری و روستايي زير نظر سازمان پژوهش و برنامه ريزی آموزشی توجه شود. ب) پيشنهادهايي برای مديران آموزش و پرورش 1- اجراي كامل برنامه درسي قرآن : بررسی ها نشان می دهد که در تمامی مراحل و روش های آموزش قرآن, به ويژه در دوره ابتدايي, يکی از مهم ترين عوامل عدم موفقيت برنامه های درسی، عدم اجراي كامل برنامه هاي پيش بيني شده است. در برنامه درسي قرآن چهار عامل مهم زير بايد در عرض هم اجرا شوند تا اهداف محقق شود : 1-1- معلمان و مربيان مدارس بايد با ابعاد و اجزاء برنامه درسي قرآن آشنا شوند و مهارت لازم را در آموزش قرآن به دست آورند. 1-2- وسايل آموزش از قبيل لوح آموزشي، نوار آموزش قرآن معلم و دانش آموز، كتاب راهنماي تدريس معلم، ضبط صوت بايستي فراهم شود تا آموزش با اختلال روبرو نشود. 1-3- به نقش خانواده در آموزش توجه شود. بيش از يك پنجم آموزش بر عهده خانواده است. مواردي كه بايدخانواده ها درباره فراهم آوردن زمينه هاي لازم آموزش قرآن به آن ها توجه كنند. 1-4- مديران مدارس توجيه لازم را در زمينه آشنايي با برنامه درسي قرآن شده باشند و هم چنين با روش هاي ارزشيابي نظارت و پشتيباني مستمر از برنامه درسي قرآن آشنا باشند، از عوامل موثر در رفع مهجوريت، استمرار در بازديد و حمايت از كلاس هاي قرآن است. 2- تغيير باورهای غلط درباره درس آموزش قرآن دوره ابتدايي مانند اين که : 2-1- درس قرآن يک درس تخصصی است و بايد معلمان متخصص تدريس کنند. در حالی که هيچ مدرک مستند و کارشناس آموزش قرآن چنين اعتقادی را بيان نکرده است. 2-2- هدف اصلی تنها علاقمند کردن کودکان به قرآن است. در حالی که اهداف چيزی فراتر از اين را می گويند. 2-3- هدف از آموزش قرآن آموزش حفظ و قرائت برخی از سوره های قرآن است. درحالی که اين برخلاف اهداف قصد شده است. 2-4- هدف از آموزش قران آموزش آيات کتاب درسی است. در حالی که مصوبه شورای عالی روخوانی کل قرآن را مد نظر قرار داده است. 2-5- آموزگاران توانايي و شايستگی آموزش قرآن را ندارند. در صورتی که هم مصوبه شورای عالی وهم مقدمه کليه کتب درسی به اين مطلب تاکيد دارد که آموزگار پايه بايد اين کتاب را تدريس کند. با توجه به آن چه گفته شد اين برداشت های غلط با اهداف مصوب شورای عالی آموزش وپرورش وهم چنين راهنمای برنامه درسی آموزش قرآن دوره ابتدايي و مقدمه کتاب های درسی آموزش قرآن تناسبی ندارند. 3- ابزار و وسايل لازم از قبيل لوحه و نوار آموزشی و كتاب راهنماي معلم به تعداد معلمان تهيه و در اختيار ايشان قرار گيرد؛ 4- مسئولين اجرايي در حوزه های صف و ستاد و مديران مدارس با حضور در دوره های آموزشی و گردهمايي های توجيهی با زوايای مهم اين درس آشنا شوند. 5- مديران مدارس و ارزيابان آموزشی به صورت مستمر برنامه درسی آموزش قرآن را مورد نظارت و حمايت قرار دهند. ج) پيشنهادهايي برای معلمان 1- به اهداف درس آموزش قرآن هر پايه توجه کامل صورت گيرد و با توجه به اولويت هر يک از اهداف, در راستاي اهداف قصد شده آموزش صورت پذيرد.. 2- به انس و ارتباط دائمي با قرآن كريم به عنوان مهم ترين هدف آموزش قرآن توجه جدی شود. با آن كه همواره هدف انس با قرآن كريم جزء اهداف آموزش قرآن بوده است, اما بايد گفت اين هدف چندان كه بايد فعاليت های معلمان و مدارس در زمينه ارائه راه كار ها و شيوه هاي عملي انس دائمی دانش آموزان با قرآن كريم چندان موفق نبوده است . 3- به تفاوت های روش مهارت آموزي و قاعده آموزی درآموزش قرآن توجه جدی شود. شيوه رايج آموزش قرآن در کشور ما مبتنی بر قاعده آموزی است. در صورتی که در شيوه های سنتی و مکتب خانه ای و هم چنين جلسات موفق ومعتبر قرآن كشور در حال حاضر, روش حاكم مهارت آموزي است. 4- در مقدمه هر يك از كتاب هاي درسي دانش آموزان صفحاتی درباره روش آموزش قرآن بيان شده است. لازم است معلمان اين صفحات را به دقت بخوانند. 5- در مقدمه هر يك از كتاب هاي درسي دانش آموزان صفحاتی درباره نقش اوليای دانش آموزان درپيشبرد آموزش قرآن بيان شده است. خوب است مديران ومعلمان جلسات مستمر آموزش خانواده را با موضوع آموزش قرآن به شکل پيشنهادی برگزار کنند : 5-1- به صورت كلاسي از والدين دعوت به عمل آيد 5-2- نمونه اي از روش آموزش قرآن با حضور دانش آموزان براي خانواده ها اجرا شوند تا آنها با حلاوت و همچنين ريزه كاري هاي آموزش آشنا شوند. 5-3- موارد گفته شده در مقدمه كتاب براي ايشان بازگو گردد. 5-4- با خانواده هاي علاقمند، ميثاق شفاهي بسته شود كه آنها هم روزي حداقل يك صفحه قرآن بخوانند تا اين فرهنگ به كودكان منتقل شود. 6- استفاده از مصحف شريف در آموزش قرآن : با توجه به اهداف مصوب, آموزش قرآن کامل در اوّلويت قرار گيرد و زمينه های لازم برای استفاده از مصحف شريف در مدارس و ساعت آموزش قرآن فراهم شود. 7- دو درس از کتاب آموزش قرآن پايه سوم ابتدايي به آموزش نماز اختصاص دارد. در اين زمينه پيشنهاد می شود به دليل آن که آموزش نماز از نوع دروس مهارتی است,بهتر است آموزش نماز در طول حداقل يک سال تحصيلی توزيع شود تا دانش آموزان فرصت بيش تری برای تمرين و کسب مهارت کافی داشته باشند. د) پيشنهادهايي برای والدين دانش آموزان 1- توجه به انس با قرآن به عنوان مهم ترين هدف آموزش قرآن : با آن كه همواره هدف انس با قرآن كريم جزء اهداف آموزش قرآن بوده است, اما بايد گفت اين برنامه هاي درسي در زمينه ارائه راه كار ها و شيوه هاي عملي انس دانش آموزان با قرآن كريم چندان موفق نبوده است . به اين مثال توجه كنيد: شما كودك خود را براي يادگيري نماز به مسجد يا كانون فرهنگي مي فرستيد. او درمدت كوتاهي با صحيح خواني، فصيح خواني، تلفظ حروف خاص عربي، ترجمه عبارات نماز، آداب و شرايط و احكام عملي نماز آشنا مي شود، اما اين كودك در اين آموزش ها به اين مسأله نمي رسد كه بايد در طول زندگي خود نماز بخواند. در چنين حالت آيا می توان گفت آموزش نماز ما موفق بوده است؟ در زمينه آموزش قرآن نيز چنين تلقی و مسأله ای وجود دارد و به عبارتی آموزش های قرآن , باعث انس دائمی کودکان با قرآن نمی شود.. 2- آموزش مصحف شريف : با توجه به اهداف مصوب, به جای قاعده آموزی وآموزش آيات کتاب های درسی بايد آموزش قرآن کامل( مصحف شريف ) در اولويت اوّل آموزش قرآن قرار گيرد و زمينه های لازم برای استفاده ازمصحف شريف درمدارس وساعت آموزش قرآن فراهم شود. 3- با تأکيد بر خواندن مستمر قرآن درکلاس درس و منزل, به شيوه های مناسب هراس از خواندن قرآن براي دانشآموزاني كه از قرائت ميترسند، شكسته شود. 4- به نقش والدين در پيشبرد برنامه درسی آموزش قرآن اهميت لازم داده شود. شرکت در جلسات آموزش خانواده و خواندن مقدمه کتاب درسی که برای والدين تهيه شده است و تأکيد برنقش الگويي خانواده ها در اين زمينه ضروری است. و اين که اوّليای دانش آموزان از وضعيت آموزش قرآن فرزندان كسب اطلاع كنند و در مورد مسايل قرآنی دانشآموز خود از مدرسه سوال كنند و در اين باره مشوق آنها باشند. هـ) پيشنهادهايي برای دانش آموزان 1- خواندن قرآن کامل ( مصحف شريف ) : با توجه به اهداف آموزش قرآن بايد خواندن قرآن کامل( مصحف شريف ) در اوّلويت اوّل يادگيری قرآن قرار گيرد و زمينه های لازم برای استفاده از مصحف شريف درمدارس وساعت آموزش قرآن فراهم شود. 2- خواندن دائمی قرآن در کلاس درس و منزل, به شيوه های مناسب براي كسب مهارت قرائت قرآن كريم. 3- برای تهيه نوار (يا سی دی) آموزش قرآن درسی از طريق مدرسه و معلم خود اقدام کند. 4- گردش هاي كوتاه مدت خارج از مدرسه در ارتباط با كارهاي قرآن فرصت خوبي براي ايجاد انگيزة هستند. مثل بازديد از موزه های قرآنی 5- حضور مستمر و فعال در جلسات هفتگی قرائت يا حفظ قرآن که در مساجد, دارالقرآن ها و يا هيآت قرآنی برگزار می شود. 6- نقد و بررسی کتاب های درسی وارائه انتقدات, پيشنهاداها و نظرات سازنده به نويسندگان کتاب و ارسال آن به آدرسی که در کتاب درس بيان شده است. 7- بهره مندی هرچه بيشتر از برنامه های آموزشی شبکه قرآن سيما و راديو قرآن 5-2 پيشنهادهای ديگر 1- ايجاد انسجام و وحدت رويه در فعاليت های قرآنی آموزش وپرورش : هدف از آموزش قرآن در پايه اوّل تا سوم ابتدايي, آموزش مهارت روخواني و در پايه چهارم وپنجم ابتدايي, آموزش روان خواني آيات كتاب درسي است. بی توجهی به اين هدف در فعاليت هايي مانند مسابقات قرائت وحفظ قرآن دوره ابتدايي باعث اتلاف وقت و اعتبارات محدود آموزش وپرورش مي شود 2- توجه به آموزش قرآن به مثابه يك فعاليت فرهنگي در مدارس : امروزه در دنيا و مخصوصا كشورهاي پيشرو به مقوله آموزش به عنوان يك رويداد فرهنگي نگاه مي شود. آموزش وپرورش كشور ژاپن نمونه بارز اين مطلب است. (سركارآراني، محمدرضا،84) آموزش هاي موجود بايد باورهاي فرهنگي درباره آموزش ويادگيري قرآن را مورد بازتوجه قرار دهد. توجه به فرهنگ آموزش قرآن دركشورهاي مشرق زمين يك نياز اساسي است، زيرا كه اين كشورها از جمله ايران، بسياري از رفتار وحتي افكار خود را از باورهاي فرهنگي، ادبيات، عرفان و دين ومذهب خود به دست مي آورند. بي توجهي به فرهنگ سازي در امر آموزش ويادگيري باعث مي شود كه تعليم وتربيت از عمق لازم برخوردار نباشد و پيامدهاي منفي وخوش بينانه خنثايي را در پي داشته باشد. 3- شروع انس با قرآن كريم اوّل از خودمان : مقام معظم رهبري در شهريورماه 86 در ديدار با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي فرمودند : « اگر فرهيختگان كشور روزي يك صفحه قرآن بخوانند و درفهم آيات ساده و پركاربرد آن كوشش كنند وتدبر نمايند، اين كار مي تواند غوغايي برپا كند.» هدايت ميوه قرآن است. اگر معلمان ابتدا خودشان از لذت اين ميوه شيرين را بچشند, آنگاه بهتر مي توانند آن را به مخاطبان و دانش آموزان بچشانند. 4- بررسی شيوه های آموزش قرآن ديگر کشورهای اسلامی : روش هاي آموزش قرآن در ديگر كشورهاي اسلامي مورد بررسي قرار گيرد تا موارد قابل استفاده و متناسب با فرهنگ ما در تأليف كتاب و آموزش قرآن استفاده شود. 5- تجهيز كتابخانة آموزشگاه به كتابها و مجلات قرآني متناسب باسنين دانشآموزان 6- تا حد امكان تراكم نسبي دانشآموزان در هر كلاس كاهش يافته و متعادل شود. 5-3-3 پيشنهادهايي برای پژوهش های ديگر مناسب است با توجه به جايگاه و اهميت موضوع قرآن در آموزش و پرورش, متوليان امور, در زمينة آموزش قرآن در آموزش وپرورش, پژوهشهاي متعددی را اختصاص دهند تا طالبان حقيقت و پژوهشگران قرآن دوست در جهت شناخت نارساييها و مشكلات آموزش قرآن و ارتقاء جايگاه قرآن در آموزش و پرورش گام بردارند؛ در اين زمينه موضوعات زير پيشنهاد می شود : 1- با توجه به فرمايش امام خمينی (ره) که فرمودند : « تربيت بايد قرآنی باشد. » و « بچه های ما بايد تربيت قرآنی بشوند. »1 نسبت برنامه های درس فعلی با تربيت قرآنی منظور امام خمينی چيست و چگونه می توان به اين هدف متعالی رسيد؟ 2- با توجه به ميزان تناسب محتواي كتابهاي قرآن دوره راهنمايي با اهداف اين درس لازم است تا پژوهش جامعي در اين مورد انجام شود، تا از طريق تحليل محتواي كتاب هاي قرآن دوره راهنمايي، ميزان علمي و درست بودن آنها معلوم شود. 3- تاثير نقش مديران مدارس در پيشبرد برنامه درسی قرآن دوره ابتدايي 4- امکان سنجی تأليف کتاب های درسی آموزش قرآن ويژه مدارس چند پايه. 5- شناسايي توانمنديهای آموزگاران , معلمان خاص و مربيان پرورشی. 6- برون داد آموزش قرآن پايه پنجم ابتدايي 7- ميزان توانايي دانشجويان سال اوّل – ترم اوّل در روخوانی قرآن مورد بررسی قرار گيرد. 8- مقايسه تاثير آموزش روخوانی قرآن در مدارس بين دو شيوه شنيداری و ديداری 9- آسيب شناسی آموزش قرآن در ايران معاصر 10- ميزان تاثير کتاب های راهنماي تدريس معلم در موفقيت معلم |
|
+
88/04/31 رضا نباتی |
|
|
نگاه اجمالی به آموزش قرآن در دورههاي ابتدايي و راهنمايي آموزش قرآن در دورهي ابتدايي و راهنمايي مانند ساير دروس مجموعهاي از اهداف عمومي را شامل ميشود. در اين دورهي تحصيلي، سعي بر آن است که يک شهروند به حداقل دانش،مهارت و نگرشي که به عنوان مهارتهاي پايه و عمومي در حوزههاي مختلف مانند زبان آموزي، علوم تربيتي، علومتجربي، رياضي و ... به آنها نياز دارد، دست يابد. آن چه در برنامهي آموزش قرآن از آغاز دورهي ابتدايي تا پايان دورهي راهنمايي مورد نظر است، دستيابي به سواد قرآني است. آموزش عمومي قرآن يا همان سواد قرآني از چنان اهميتي برخوردار است که اگر ميزان و عمق دينشناسي و دينداري مردم را بنابر ميزان آشنايي و انس و ارتباط آنها با قرآن کريم و معرفت خاندان پاک پيامبراکرم عليهم السلام بنسجيم، راه درستي پيمودهايم. اگر عموم دانشآموزان در گذراندن دورهي آموزش و پرورش عمومي (ابتدايي و راهنمايي) به حداقل قابل قبولي از د انش،مهارت و نگرش نسبت به قرآن کريم دست يابند،اين توانايي و انس بر همهي ارکان ايمان و دين باوري آنها تأثير مطلوب خواهد داشت. در صورتي که از اين منظر به آموزش قرآن بنگريم، اولاً،جايگاه و اهميت اين درس روشنتر ميشود. ثانياً، آموزش قرآن به آموزش بخشي از آن چه لازم است (مانند توانايي خواندن قرآن)، تقليل نمييابد. در اين باره،پس از معرفي اجمالي آموزش قرآن در دورهي ابتدايي، بيشتر سخن خواهيم گفت. دانشآموزان با شنيدن قرائت زيباي سورههاي کوتاه قرآن کريم از نوار آموزشي در پايهي اول ابتدايي، آموزش قرآن را آغاز ميکنند. در نيم سال اول تحصيلي، به شنيدن قرائت سورهها و جمعخواني آنها توسط دانشآموزان اکتفا ميشود و در کنار آن، برخي مطالب مانند داستان،شعر و تصوير،علاقه و انگيزهي دانشآموزان را به يادگيري قرآن تقويت ميکنند. در نيم سال دوم تحصيلي، دانشآموزان بر اساس آن چه در سواد آموزي فارسي از صامتها و مصوتها و ترکيب آنها آموختهاند،بدون هيچ آموزش جديدي به تدريج،خواندن برخي کلمهها و عبارتهاي قرآني را به صورت بخش بخش آغاز ميکنند. در اين مرحله،آموزگار بدون آن که کلمهها و عبارتها را بخواند، فقط با اشاره به صامتها و مصوتها از دانشآموزان ميخواهد که به طور دستهجمعي، کلمات را بخش بخش بخوانند. به اين ترتيب،مهمترين گام در راه آموزش قرآن،يعني دقت کردن به حرکات درخواندن کلمات به نحو صحيح برداشته ميشود. دانشآموزان با توجه به استعدادشان،مسير بخش خواني،شمردهخواني،و خواندن به صورت معمولي را با سرعتي متفاوت طي ميکنند ولي آن چه اهميت دارد،گذراندن اين مسير با يادگيري کامل و مراحل آن است. به هيچ وجه نبايد در دستيابي دانشآموزان به اين توانايي در مدت زمان يکسان، شتاب کرد. اگر اين مسير به طور دقيق و اصولي طي نشود، ممکن است دانشآموز بسياري از عبارتهاي قرآني کتاب درسي را روان و صحيح بخواند ولي توانايي تعميم اين مهارت را به ساير عبارتهاي قرآني نداشته باشد. بر اين اساس، نه تنها آموزگاران دورهي ابتدايي بلکه دبيران قرآن دورهي راهنمايي نيز در صورت مواجهه با دانشآموزاني که در شناخت صامتها و مصوتها و ترکيب آنها مشکل دارند، بايد در صدد رفع اين مشکل برآيند. آموزش روخواني با نظم و ترتيب خاصي از پايهي اول ابتدايي تا پايهي پنجم ادامه مييابد و مهمترين محور آموزش اين دوره است. بخشهاي ديگري مانند شنيدن قرائت زيباي سورههاي جزء آخر قرآن، پيامها و داستانهاي قرآني و معنا کردن برخي از عبارتهاي ساده،زيبا و پرکاربرد قرآن کريم نيز آموزش قرآن را جذاب و متنوع ميکند. اين بخشها در آموزش قرآن هم موضوعيت و هم طريقيت دارند. موضوعيت دارند، زيرا هر چند مهمترين هدف آموزش قرآن در دورهي ابتدايي دستيابي به توانايي روخواني قرآن کريم است ولي با توجه به جامعيت اهداف،ساير موارد مانند آشنايي اجمالي با برخي از پيامهاي الهي در قرآن،داستانهاي زيباي پيامبران خدا و زمينهسازي براي درک معناي عبارتها و آيات ساده و پرکاربرد قرآن نيز حائز اهميت است؛ و طريقيت دارد زيرا آموزش قرآن را به يک آموزش طبيعي و پرانگيزه نزديک ميسازد. در غير اين صورت،آموزش روخواني با همهي ضرورت و اهميتي که دارد، فاقد جاذبهي لازم براي علاقهمند کردن دانشآموزان به يادگيري قرآن خواهد بوبد. دبيران محترم قرآن براي آشنايي بيشتر با رويکرد، اهداف،روشهاي آموزش و ارزشيابي درس قرآن دورهي ابتدايي ميتوانند به کتاب "روش آموزش قرآن در دورهي ابتدايي" ويژهي مراکز تربيت معلم کد 6011 چاپ 1382 به بعد مراجعه کنند. نا گفته نمايد که با توجه به مطالب متنوع و جذابي که در پنج پايهي دورهي ابتدايي در برنامهي آموزش قرآن گنجانده شده است، هر دانشآموزي که از توانايي خواندن آيات قرآن کريم با رسم الخط آموزشي به صورت شمرده و آرام برخوردار باشد، به يادگيري قرآن،علاقه نشان دهد وبا مفهوم برخي از پيامهاي کوتاه و زيبا و عميق قرآن کريم آشنا باشد، به مهمترين اهداف آموزش قرآن در دورهي ابتدايي دست يافته است. چنين دانشآموزي با آمادگي قابل قبول،ميتواند مرحلهي دوم آموزش عمومي قرآن کريم را دورهي راهنمايي آغاز کند. در غير اين صورت، دبير محترم قرآن پايهي اول راهنمايي بايد با ارزشيابي تشخيصي، پس از تعيين وضعيت دانشآموزان کلاس خود،آموزش قرآن را به نحوي آغاز کند و ادامه دهد که ضعفهاي گذشتهي دانشآموزان جبران شود. روش انجام اين کار در بخشهاي آيندهي همين کتاب توضيح داده خواهد شد. |
|
+
88/04/31 رضا نباتی |
|
|
ويژگی های آموزش روخوانی قرآن کريم آموزش روخوانی قرآن کريم دارای ويژگی های مختلفی است که مهم ترين آن ها به شرح زير به اجمال بيان شده است : 1- استفاده از حواس شنوايي و بينايي در آموزش روخوانی؛ به شيوه زير : الف- حس بينايي : لوحهي آموزشي، وسيلهاي است که حس بينايي دانشآموزان را به نحو احسن به کار ميگيرد و دقت و توجه آنها را به خوب ديدن حروف و علائم جلب ميکند. ب- حس شنوايي : از طريق استماع نوار آموزشی ( يا قرائت معلم ) 2- مراحل کسب مهارت روخواني الف- بخش خواني ب- شمردهخواني ج- روانخواني 3- استفاده از رسم الخط آموزشي: استفاده از رسم الاملا در پايه های اوّل تا چهارم ابتدايي 4- ستفاده از رسم المصحف در پايه پنجم ابتدايي: آموزش روخوانی و روان خوانی قرآن کامل 5- تأکيد بر کسب مهارت عملي به جای تعاريف نظری : مهارت آموزی به جای قاعده آموزی 6- تمرين و تکرار مناسب وکافي: طرح درس کلاسی وفعاليت های خارج از کلاس مانند تکاليف منزل از قابليت تمرين و تکرار در حين آموزش و بعد از آن برخوردارند. 7- محتواي لوحههاي آموزش قرآن لوحههاي آموزش قرآن حاوي کليهي سورهها، جداوّل، کلمات و عبارات قرآني کتاب آموزش قرآن است. اين لوحهها کاملاً مانند صفحات کتاب درسي دانشآموزان ميباشد که هر صفحهي کتاب درسي در يک يا دو لوحه طراحي شده است. 8- روش آموزش لوحههاي قرآن از آنجا که دانشآموزان در چند ماه اوّل سال تحصيلي در پايه اوّل ابتدايي، قادر به شناخت و خواندن حروف و حرکات نيستند، همانطور که در کتاب دانشآموزان و نيز راهنماي معلم آموزش قرآن توضيح داده شده است، خواندن کلمات و آيات سورههاي کتاب درسي به صورت کليخواني انجام ميشود و دانشآموزان با نگاه به شکل کلي آيات و عبارات،آنها را به صورت دستهجمعي ميخوانند. از اين رو لوحههاي آموزش قرآن در پايه اوّل به دو شکل زير آموزش داده ميشود. الف) آموزش لوحهي سورهها, در كلاس اوّل ابتدايي آموزگار همراه با پخش قرائت يک سوره از نوار آموزشي، بهوسيلهي خطبر، زير کلمات سوره را نشان ميدهد تا دانشآموزان با نگاه به آنها و همزمان با شنيدن قرائت نوار، همراه با آن، عبارات قرآني را به صورت دستهجمعي بخوانند. خواندن سورهها در پايهي اوّل به صورت کليخواني انجام ميشود، يعني دانشآموزان بدون شناخت حروف و حرکات، فقط با شنيدن تلفظ کلمات و عبارات از نوار و با ديدن شکل کلي آنها از روي لوحه، عبارات و آيات سورههاي کتاب درسي را ميخوانند. توجه داشته باشيد که اصطلاحاً به اين نحوهي خواندن روخواني نميگوييم. ب) آموزش لوحههاي روخواني اين بخش از آموزش مهمترين فعاليت آموزش قرآن و مقصود اصلي از تهيه لوحههاي آموزش قرآن است. اين کار با تمام اهميت و تأثيري که در يادگيري دارد بسيار ساده انجام ميشود بهشرط آن که آموزگار با روش صحيح ِ اشاره کردن به حرکات و بخشهاي کلمات آشنا باشد. آموزگار به هيچوجه نبايد کلمات و عبارات لوحهها را بخواند تا دانشآموزان آنها را تکرار کنند؛ بلکه فقط با نشان دادن حرکات و بخشها به شيوهاي که بيان خواهد شد، از دانشآموزان ميخواهد که همراه با اشارهي او، بخشهاي کلمات را بهطور دسته جمعي بخوانند. تذکر: در پايهي دوم و سوم کليه لوحهها اعم از سورهها و عبارات قرآني، ابتدا به شيوهي مذکور در همين بند، آموزش داده ميشود و سپس در زمان پخش قرائت سورهها از نوار آموزشي، آموزگار همراه پخش قرائت نوار، مانند کلاس اوّل فقط به زير کلمات سورهها اشاره ميکند تا دانشآموزان با نگاه به لوحه و همراه با شنيدن نوار، کلمات و آيات سورهها را بهطور دستهجمعي بخوانند. ج) نحوه اشارهي صحيح به بخشهاي کلمات اشارهي صحيح و فنـّي به حروف و حرکات، از مهمترين گامهاي اوّليه در آموزش روخواني قرآن است. اين امر منجر به بازشناسي حروف و حرکات و دقت در صحيح خواندن آنها و ترکيب بخشهاي کلمات توسط دانشآموزان ميشود. کسب اين مهارت در روخواني قرآن، همچون جايگاه شناخت حروف و حرکات در خواندن و نوشتن زبان فارسي و نيز يادگيري چهار عمل اصلي در رياضي از اهميت خاصي برخوردار است. اگر اين آموزش صحيح وکامل انجام شود، مهمترين سنگ بناي مهارت خواندن صحيح قرآن گذاشته شده است و درصورتي که اين گام صحيح برداشته نشود، حتي درسالهاي بالاتر نيز بايد اين مرحله از آموزش با دقت طي شود. اشاره به حروف و حرکات معمولاً به کمک خطبر يا وسيلهاي مانند خطکش انجام ميشود. از آنجا که هنگام اشاره کردن، دست يا ثابت است و يا متحرک روش صحيح اشاره در دو بخش زير توضيح داده ميشود. بخش اوّل - اشاره ثابت: در اين نوع اشاره, دست ثابت است و در موارد زير انجام ميشود. 1- اشاره به حرکات « ﹷﹻﹹ » در بخشهاي داراي اينگونه حرکات؛ مانند: خُـلِـق آموزگار در حاليکه با خطبر يا وسيلهي مشابه ديگري به حرکت « ﹹ » اشاره ميکند از دانشآموزان ميخواهد که همه با هم بگويند «خُـ » ممکن است در يکي دو بار اوّل، برخي از دانشآموزان به جاي اينکه بگويند « خُـ » بگويند « اُ ». به آنها تذکر ميدهيم هر حرکت را با حرف آن بخوانند. سپس با کمي مکث به حرکت « ﹻ » اشاره ميکنيم تادانشآموزان بگويند« لِـ » و آنگاه به حرکت « ﹷ » اشاره ميشودتاآنها بگويند « قَ ». اين روش در تمام موارد اشاره به حرکات و بخشها به صورت ثابت يا متحرک انجام ميشود. 2- اشاره به تنوين «- ً-ٍ -ٌ » : اشاره به تنوين مانند اشاره به حرکات کوتاه است؛ يعني براي اشاره به تنوين، دست ثابت است وبه «-ً »يا«- »يا«-ٌ » اشاره ميشود، مانند: حَـرَجًـا , اَحَـدٍ , وَ لَـدٌ در کلمه « حَـرَجًـا » آموزگار به « ﹷ » اشاره ميکند تا دانشآموزان بگويند « حَـ » و سپس به « ﹷ » اشاره ميکند تا دانشآموزان بگويند « رَ » و آنگاه به «-ً » اشاره ميکند تا دانشآموزان بگويند « جَن ». همچنين در کلمه « اَحَـدٍ » آموزگار به « -ٍ » اشاره ميکند تا دانشآموزان بگويند « دِن ». در کلمه « وَلَـدٌ » نيز آموزگار به « - » اشاره ميکند تا دانشآموزان بگويند : « دُن ». توضيح: دقت کنيد فلشها در کلمات فوق فقط نشان دهنده اشاره شما به حرکات است، نه اينکه بايد اين فلشها رسم شود. بخش دوم- اشاره متحرک: در اين نوع اشاره، دست حرکت ميکند و در موارد زير استفاده می شود: 1- اشاره از حرف به سوي حرکات بلند ( ا ، يـ ، ي ، و )در بخشهاي داراي اينگونه ترکيبات، مانند: نـوحـيـهـا؛ آموزگار در حالي که به کمک خط بر، از حرف « نـ » به سوي صداي « و » اشاره ميکند، دانشآموزان ميگويند « نـو » آنگاه از حرف « حـ » به سوي صداي « ايـ » اشاره شده و آنها ميگويند « حيـ » و بالاخره از حرف « هـ » به سوي « ا » اشاره ميشود تا بگويند « ها ». تبصره : اشاره به الف مقصوره ( ٰ ) دو حالت دارد : حالت اوّل : چنانچه الف مقصوره روي حرف باشد مانند کلمه «هـٰذا» به آن اشاره ميشود تا دانشآموزان بگويند «ها»؛ حالت دوم : چنانچه الف مقصوره روي پايه « ي » باشد در اين صورت مثل صداي بلند اشاره ميشود؛ مانندکلمه«هُـدي»که ازحرف «د» به سوي« ٰ » اشاره ميشود تا دانشآموزان بگويند «دا». 2- اشاره از حرکت کوتاه به سوي حرف ساکن : حرف ساکن در پايه اوّل علامت ندارد. مانند: اَمـهِـلـهُـم؛ آموزگار از حرکت « ﹷ » به حرف «مـ» اشاره ميکند تا دانشآموزان بگويند « اَمـ »، آنگاه از صداي « ﹻ » به حرف « لـ » اشاره ميکندتا بگويند « ـهِلـ » و سپس از حرکت « ﹹ » به حرف « ـم » اشاره ميشودتا بگويند« ـهُم ». نکته: ازآنجا که درکتاب آموزش قرآن پايه اوّل ابتدايي، هيچ نماد جديدي از رسمالخط قرآن نسبت به رسمالخط فارسي آموزش داده نميشود، علامت سکون (-ْ ) نيز به کارنرفته است؛ ولي اين علامت از پايه دوم به بعد به کار ميرود.1 3- اشاره به تشديد در بخشهاي داراي حرف مشدّد مانند: حَـقَّ آموزگار در حاليکه از حرکت کوتاه « ﹷ » به سوي علامت تشديد اشاره ميکند، دانشآموزان ميگويند « حَـقـ » آن گاه آموزگار پس از کمي مکث، با توجه به حرکت حرف تشديد، به صورت ثابت يا متحرک به آن حرکت اشاره ميکند. در مورد مثال بالا با اشارهي ثابت به حرکت « ﹷ » اشاره ميشود و بچهها ميگويند « قَ »؛ دو مثال ديگر: لَـمّـا , نُـنَـجّـي آموزگار در کلمه « لَمّـا » ابتدا از حرکت « ﹷ » به سوي علامت تشديد و آن گاه پس از مکث, از حرف « مـ » به سوي صداي «ـا » اشاره ميکند. در کلمه دوم نيز، ابتدا به حرکت « ﹹ » و سپس از حرکت « ﹷ » به سوي تشديد وآن گاه پس ازکمي مکث، ازحرف«جـ » به سوي صداي« ي »اشاره ميشود. نکته : وجود کمي مکث بين اشاره به بخش اوّل حرف مشدّد وبخش دوم آن ضروري است. اين امر به خوبي به دانشآموزان ميآموزد که حرف داراي تشديد در واقع دوحرف است و دوبار خوانده ميشود.1 د) مناسبترين شيوه خواندن قرآن توسط دانشآموزان زماني که دانشآموزي ميخواهد عبارات قرآني را، بدون اشارهي آموزگار از روي لوحه يا کتاب درسي بخواند، مناسبترين شيوه براي خواندن کلمات، آن است که دانشآموز با ديدن هر بخش از کلمه، همان بخش را بلند بخواند؛ يعني لازم نيست که دانشآموز ابتدا در ذهنخود، همهي بخشهاي کلمه را مرور کند سپس آن را يکجا بخواند. با تأکيد بر نحوه مناسب خواندن، کمک کنيد تا دانشآموزان بدون اضطراب، کلمات را به روش صحيح، شمرده و آرام بخوانند. سرعت خواندن بخشها با توجه به تمرين و توانايي فردي دانشآموزان بهتدريج افزايش مييابد. رضا نباتی 1 - سرشورخراسانی, غلام عباس,1381, روش آموزش روخوانی قرآن, بنياد پژوهشهای اسلامی آستان قدس ص6 1 – همان منبع, ص 12 |
|
+
88/04/31 رضا نباتی |
|
آموزش قرآن در نظام مكتب خانه ایمكتب خانه ها از قديم الايام يكي از جايگاه هاي آموزش قرآن در ايران بوده است. محور اصلي آموزش در مكتب خانه ها آموزش قرآن بود. در مكتب خانه معمولا يك پيرمرد يا يك پير زن قرآن را از روي عم جزء (جزوه هايي كه حاوي جزء سي ام قرآن است و به اين جهت كه با سوره « عم يتسائلون » شروع مي شود، عم جزء مي گويند.) آموزش مي دادند. شاگردان هر روز قرآن مي خواندند و با تمرين و تكرار آيات به روش هجي كردن و مقابله (هم خوانی) قرآن در محضر استاد, قرآن را ياد مي گرفتند. براي مثال ، عبارت « قل هوالله احد » با اين شكل هجي مي شد : قاف پيش لام : قُل ، الف زبر : اَ ، عين و واو پيش : عو ، ذال پيش : ذُ = قُل اَعـوذُ اين مكتب ها در منزل شخصي بوده و شاگردان در سنين مختلف و به صورت مختلط و در بعضي مكتب خانه ها به صورت جداگانه به فراگيري قرآن مشغول بودند. زيرانداز هر يك از نو آموزان متعلق به خودشان و بيش تر « پوست تخت » بود كه از پوست گوسفند يا بُز درست مي شد. شاگردان هرگز بدون وضو درمكتب حاضر نمي شدند وهمواره قداست وپاكي مكتب را به عنوان يك مكان مقدس حفظ مي كردند و وقتي وارد مكتب مي شدند با گفتن سلام عليكم حضور خود را در مكتب اعلام مي كردند و آخوند و شاگردان ديگري كه نشسته بودند جواب سلام را مي دادند و اگر فرد بزرگ تري وارد مكتب خانه مي شد شاگردان به احترام او بلند مي شدند. هرگاه آخوند وارد مكتب مي شد شاگردان به سرعت از جا بلند شده و درحالي كه دست راست خود را به روي سينه خود مي گذاشتند با سلام به او اداي احترام مي كردند و بعد از آن هرشاگردي درجاي مخصوص خود مي نشست. جاي هرشاگرد بر اساس سطح سوادش مشخص مي شد. آخوند در بالاترين مكان اتاق معمولاً روي يك تخت پوست و يا تشكچه مي نشست و معمولاً چوب بلندي نيز در كنارش بود تا اگر شاگردي به درس توجه نداشت تذكر لازم را با حركت چوب به او بدهد. مراحل آموزش قرآن در مکتب : آموزش قرآن در مكتب خانه سه مرحله داشت : مرحله اوّل, يادگيري حروف الفبا : آخوند (ملا) اين حروف را به ترتيب به صورت سرمشق براي شاگردان مي خواند تا آن ها با حروف آشنا شده و آنها را ياد بگيرند. مرحله دوّم, آموزش يادگيري صدا ها : آخوند يا خليفه زير و زبر ( مصوت ها ) را به ترتيب روي همه حروف الفبا كه در مرحله اوّل آموزش داده شده بود قرار مي داد و سپس از شاگردان به روش زيرمي پرسيد : الف و شاگردان فوراً جواب مي دادند الف دو زبر«اٌ» و دو زير «اٍ» و.... مرحله سوّم, آموزش عبارت (هجي كردن ) : در اين مرحله آخوند با هجي كردن كلمات و آموزش طريقه هجي كردن، خواندن را براي شاگردان, ساده مي كرد. مانند الف به زِبَر اُ «بُ» ، جيم دال زِبَر جد «ابجد». پس از اين كه شاگردان مي توانستند كلمات را به صورت روان بخوانند ملّا تدريس عمّ جزء را شروع مي كرد. بچه هايي كه از نظر هوش ومعلومات بالاتر بودند و درس شان را خوب يادمي گرفتند«خليفه» ناميده مي شدند و از طرف ملّا, مأمور آموزش درس به ديگران بودند. وقتي كه نوآموز برخي از سوره ها را ياد مي گرفت بايد براي ملاي خود هديه مي داد مثل سوره حمد، قدر، الرحمن، ياسين و...كه با توجّه به توان مالي خانواده ها از خشكبار گرفته تا مبلغ 2تومان پول. هر روزي كه نو آموزان هديه به آخوند خود مي دادند بعد ازظهر همان روز كلاس تعطيل مي شد و بچه ها بدنبال بازي مي رفتند هرگاه شاگردي به سوره والعاديات ( لَخَبير ) مي رسد بايد هفت جفت فطير «14 قرص نان» براي آخوند مي برد و شاگردان اين فطيرها را با خواندن جملات زير تقديم آخوند مي كردند : لخبيرلخبير ، هفت جفت فَطير ، براي آخوند بخورد حَض كند ، ما را مرخّص كند. آخوند فطيرها مي گرفت و نصايح لازم را به شاگرد مي كرد و آن روز تمام شاگردان مكتب خانه را آزاد و مرخص مي كرد. زماني كه شاگرد روخواني قرآن را به صورت كامل ياد مي گرفت. در اين موقع آخوند شاگرد مورد نظر را پيش مي خواند و به خليفه خود مي گفت دو انگشت كوچك دستان شاگردي كه قرآن را ياد گرفته بود با يك نخ محكم به هم ببندد. سپس آخوند مي گفت قرآن را بياوريد و قرآن را مي آوردند. وي صفحه سوره الرحمان را باز مي كرد و قرآن را به همان حالت روي دستان بسته شاگرد قرار مي داد . بعد از آن تمام شاگردان مكتب خانه همراه خليفه و بعضي مواقع همراه آخوند به سمت منزل شاگرد مورد نظر حركت مي كردند. شاگردي كه قرآن را تمام كرده بود در جلو و بقيه پشت سر او حركت مي كردند تا به منزل شاگرد برسند. بعد از رسيدن آنها به منزل مورد نظر، پدرِ شاگرد را طلب مي كردند و شاگرد در همان حالت سوره الرحمن را قرائت مي كرد. هدف اصلي از قرائت قرآن با دستان بسته, گرفتن اَنعام براي آخوند بود که معمولاً 5 تومان پول ونيز مقداري خشكبار و يا گندم و آرد بود. پس از دريافت انعام, آخوند ازخليفه مي خواست كه دستان بسته شاگرد را باز و به اصطلاح او را مرخص كند. درچنين روزهايي, ديگرشاگردان نيز از طرف آخوند آزاد بودند. در برخي مواقع والدين شاگرد مرخص شده از مكتب, با قرباني كردن گوسفند، ملّا وتمام شاگردان مكتب خانه را به ناهارِ آبگوشت دعوت مي كردند.1 ملاها و ملاباجي های مکتب دار از روي شوق وعلاقه به آموزش قرآن مشغول بودند و درضمن نيازهاي زندگي مادي خود را از درآمد كمي كه از ناحيه شاگردان به دست مي آمد, تأمين مي کردند. اين مكتب ها مقدمه آموزش و ورود علاقمندان به حوزه های علميه مي شد و براي ادامه تحصيل به شهرهاي مختلف سفر مي كردند.مكتب خانه ها در عهد صفويه:تاورنيه ( گردشكر فرانسوي ) در سفرنامه خود مي گويد. از طفوليت آنها را به مكتب مي فرستند و درهرمحله، چندين مكتب خانه داير است و در آن جا همهمه غريبي مي كنند، تمام به اتفاق با صوت بلند درس خود را تكرار مي نمايند و هركدام ساكت بشوند، معلم چوبش مي زند، اما اطفال خانواده هاي ثروتمند به اين قسم مكاتب نمي روند، اوّلياي آنها معلمين خصوصي مي آورند تا اطفالشان در خانه مشغول تحصيل شوند. ( نصيری, علی اکبر, 1384) وضع مدارس در اواخر زنديه و اوايل عهد قاجاريه:نويسنده « رُستَمُ التَّواريخ » وضع مدارس و مكاتب دوران زنديه را چنين توصيف مي كند: « در آن زمان اين طالب حق هفده ساله بودم و در دبستان مشغول به درس خواندن بودم و از جانب رحمت پناه، معلم قرآن ونايب و خليفه در مدرسه و مكتب بودم و تخفيفاً به قدر هفتاد نفر از اميرزادگان و وزير زادگان و عالم زادگان و كدخدازادگان و حاجي زادگان... بنده وار و سرافكنده با خفض جناح وخوف وتشويش درتحت امر و نهيم بودند و با كمال وقوف, متوجه درس قرآن و مشق ايشان بودم. مرحوم معلم، ده نفر از اهل مكتب را به جهت اين طالب حق عمله گير و دار و زدن و بستن مقرر داشت... » ( نصيری, 1384) در نيمه قرن يازدهم درشهر اصفهان57 مدرسه موجود بوده است. درفارسنامه ناصري در1304 قمري, اسامي وشرح دوازده مکتب خانه در شهر شيراز آمده است. تعداد مکاتب اين شهرهاي بزرگ و مهم خود, گوياي نبود يا كمبود شديد مدارس در ديگر شهرستان ها و شهرهاي كوچك است. فقدان برنامه در مدارس تا دوره ناصري هم چنان ادامه يافت تا اين كه اوّلين مدرسه مترقي و به سبك نوين توسط ميرزا تقي خان اميركبير در 1268 ق داير شد. ولي مدارس ابتدايي به همان سبك و سياق گذشته باقي ماند.. سلاطين قاجاريه از آغامحمدخان وفتحعليشاه گرفته تا احمدشاه آخرين پادشاه اين دودمان به چيزي كه توجه نداشتند, پيشرفت فرهنگ ومعارف کشور بود. آشنايي با تفکرات و تمدن غربي که از جنگهاي ايران و روس آغاز شد و با اعزام محصلان ايران به خارج از کشور و رفت و آمد خارجيان به ايران گسترش يافت نوعي دگرگوني و اصلاح طلبي در عقايد رجال عصر قاجار به وجود آورد و در اين بين پاره اي از دولت مردان کشور, چون عباس ميرزا، ميرزا ابوالقاسم فراهاني، ميرزا تقي خان اميرکبير و... به تحول در نظام آموزشي معتقد و از مشوقان تحول نظام فرهنگي و اصلاح آن در جامعه شدند. 1 وضع مکاتب در آغاز جنبش مشروطه :كسروي در کتاب «تاريخ مشروطيّت» نوشته است: « در ايران مقارن نهضت آزادي خواهي دو نوع مدرسه وجود داشت, يكي مدارس قديمه كه در غالب شهرها وجود داشت و ديگری مكتب هايي كه جز طبقات ممتاز و توانگران كسي فرزند خود را براي درس خواندن به آنجا نمي فرستاد. در اين مكاتب با اسلوبي غلط الفبا را مي آموخته، سپس قرآن وگلستان (سعدي) ، به آنان آموزش داده مي شد. شاگردان روي دشكچه بر زمين پهلوي هم مي نشستند و آخوند درجاي بلندتر مي نشست و به يكايك شاگردان درس مي داد و درس پس مي گرفت و كساني كه وظيفه خود را انجام نمي دادند به دست و پاي آنها چوب مي زدند. دلايل برچيده شدن مکتب خانه ها در ايران وجود مشکلات فرهنگی, سياسی و اجتماعي از سويي و مشکلات آموزشی مکتب ها از سوی ديگر باعث شد تا نظام آموزشی مکتب خانه ای کم کم جای خود را به شيوه های جديدتری بدهد. مسائلی مانند : 1- بی تفاوتی پادشاهان به وضعيت سواد وعلم وفرهنگ جامعه؛ آنان معتقدبودند که هرچقدر توده مردم, عقب مانده وبی سواد باشند, تداوم حکومت آنان از امنيت بيشتری برخوردار خواهد بود.1 2- فشارهای حکومت های غيردينی بر حرکت های مذهبی؛ حکومت هاو نظام ها و احزاب سياسی و غير دينی هم چون نظام های غربی و شرقی ( کمونيستی ) همواره با آموزش مسائل مذهبي وترويج معارف دينی مانند مساجد, هيئات مذهبی, مکتب خانه ها ومدارس اسلامی, دشمنی می ورزيدند وتاجای ممکن با تأسيس وادامه کار آنها مخالفت می کردند. و ازآنجا که محور آموزش درمکتب خانه ها آموزش قرآن و احکام دينی بود همواره با تهديد وخطر تعطيلی رو به رو بود.2 3- ضعف دانش معلمان مکاتب؛ بيشتر ملاهاي مكتب خانه ها, ضعف علمي داشتند وسطح دانش آنان به همان اندازه بود كه رفع ضرورت مي كرد و از نوآوري و ابتكار بهره اي نداشتند، 4- شيوه های نادرست آموزشی ؛ در اغلب مكتب خانه ها از روش های صحيح تربيتی خبری نبود وبا همان شيوه های قديمي وفرسوده مانند تنبيه بدني وشلاق با نوآموزان و برخورد مي شد، راهكارهاي آموزشی عمدتاً غلط بودند، آن چنان که گويا تشويق وتحسين جزء شيوه هاي تربيتی قلمداد نمي شد!!! 5- متون آموزشي؛ متن ها به جاي اين كه براي فراگير، ساده و روان باشد وجذابيت ايجاد كند، اغلب مشكل مي آفريد وحالت دل زدگي به بار مي آورد. 1 منابع |
|
+
88/04/28 رضا نباتی |
|
|
آبروي همه مسلمانان! اشك ما را چرا درآوردي؟! حجتالاسلام جواد محمدزماني |
|
+
88/04/02 رضا نباتی |
|
|
صفحه نخست مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب |
| بسم الله الرحمن الرحيم |
چرا فرهنگ آموزش قرآن ؟
امروزه از آموزش و يادگيري به عنوان يک رويداد فرهنگي آن هم از نوع پيچيده ياد مي شود. آموزش و يادگيري در بستري از فرهنگ وفعاليت فرهنگي اتفاق مي افتد و نتيجه اي هم که ارائه مي کند، خود يک رويداد فرهنگي است.... با كمي دقت در اطراف خود به اين مساله پي مي بريم كه بسياري از رفتارها و سوء رفتارهاي فردي واجتماعي ريشه در فرهنگ آموزش دارد. به عنوان مثال همه ما نماز مي خوانيم زيرا همان وقتي كه نوزادي بيش نبوديم مادر وپدر خود را بر سجاده نماز ديديم و يا چشم باز كرديم وآنها را سر سفذه سحري ديديم در حالي كه راديو دعاي سحر پخش ميكرد. اما چند بار پدر و مادرمان را مشغول خواندن قرآن ديديم ؟ و بچه هاي ما پدر ومادر ومعلم خود را مشغول تلاوت و توجه به قرآن ديدند ؟ ... اين مساله فقط به حوزه علوم انساني مربوط نمي شود بلکه ساير حوزه هاي معرفتي از جمله تجربي و رياضي و... در تقابل با چنين فرهنگي اتفاق مي افتد. پاسخ به اين سوال كه آيا علوم محض هم وجود دارند و يا خير ؟ از مسائلي است كه امروزه كم وبيش در مجامع علمي وديني كشورهاي اسلامي مطرح است. بي سبب نيست که بسياري از فعاليت هاي آموزشي آن چنان که بايد مؤثر وکارآمد نيستند. زيرا درکشور ما هنوز قبول اين باورکه امر آموزش يک رخ داد فرهنگي است، که نه به يکباره بلکه درطول زمان شکل گرفته و شبکه محکمي از باورها و پيش فرض ها را تشکيل مي دهد، چندان مورد قبول و توجه واقع نشده است... . يکي از دلايل کندي توليد علم در کشورهاي درحال توسعه، عقب ماندگي آموزش وپرورش آشکار، نسبت به آموزش وپرورش پنهان است. همين مساله « شکاف آموزشي» عميقي را در پي داشته و دارد...؛ درحال حاضر اين شکاف آموزشي درگسترش فعاليتهاي مختلف قرآني کشور اعم از آموزش هاي عمومي قرآن و فعاليت هاي فوق برنامه وتخصصي قرآني به وضوح ديده مي شود. البته دلايل آن ريشه در نگاه هاي تك بعدي و برنامه ريزي ها و عملكردهاي سطحي و شتابزده گذشته دارد. هنوز بسياري از فعالان قرآني، آموزش را صرفا انتقال يک سري اطلاعات، قواعد و برخي مهارت هاي قرآني به فراگيران تلقي مي کنند و حتي در برابر روش ها و متد جديد آموزشي از خود عکس العمل منفي نشان مي دهد... . از اصول اساسي سند چشم انداز کشور، توجه جدي به ‹‹ توليد علم ›› است.... باكمال تأسف بايد گفت : هنوز هم، به جاي توجه واستقبال از افكار خلاق، اين افراد هستند که درعرصه هاي مختلف فعاليت هاي قرآني صاحب قدرت و نام هستند و پذيرش اين مساله که از راه هاي بهتر و ساده تر و در زمان کمتر نيز مي توان به اهداف رسيد؛ و يا اينکه هدف هاي تعريف شده با انتظارات جامعه نسبت مناسب تري مي تواند داشته باشد پس بايد به ناچار تغييرات نسبي و در مواردي تغييرات کلي اعمال بشود... براي عده اي چندان خوشايند نيست... . بديهي است در بستر چنين شکاف آموزشي، توليد علم رشد چنداني نخواهد داشت و عواقب اين روند نيز چيزي جز تعصّبات غلط و تهجرگرايي از سويي و کنار کشيدن افراد خوش ذوق و دلسوز از مشارکت فعال در چنين حوزه هايي از سوي ديگر، نخواهد بود.... به نظر مي رسد متوليان امور فرهنگي و قرآني کشور نيز به اين نتيجه رسيده اند كه به جاي تثبيت وضعيت فعلي، بايد به استقبال تغيير بروند. زمان آن فرا رسيده است تا با تأمل در شيوه هاي کهن، از روش هاي آموزش سنتي پلي به شيوه هاي نوين زده و با توجه جدي به فرهنگ آموزش، شکاف آموزشي را پرکرد . تجربه ثابت کرده که هرگاه تغييرات به صورت نسبي و به مرور انجام نشود، در دراز مدت اصل مسأله و حتي بخشي از جامعه را دچار بحران مي کند. رهنمودهاي مقام معظم رهبري در سال هاي اخير به تنهايي خودگوياي اين مدعا است و زمينه مناسب را براي اين گونه تغييرات فراهم کرده است... . با توجه به آنچه گفته شد توجه جدي به ‹‹ فرهنگ آموزش قرآن ›› به عنوان يك نگاه جديد با هدف آسيب شناسي و نقد و بررسي فعاليت هاي آموزشي ، پژوهشي و ترويجي قرآني کشور ضروري مي نمايد. با توجه به نگاه فرهنگي به مقوله آموزش قرآن،مي توان به نقد ساختارهاي موجود، اصلاح محتواي آموزشي و ارائه تصوير مناسب الگوهاي برتر پرداخت... . در چنين نگاهي ديگر تنها معلمين و دروس ديني وقرآن متكفل امر خطير تعليم وتربيت اسلامي وقرآني كه مد نظر امام راحل بود، نيستند. بلكه همه دروس وهمه معلمان و دبيران اعم از رياضي ، علوم تجربي، حرفه وفن ، زيست شناسي وفيزيك وشيمي و... در حد خود در اين زمينه داراي سهم و وظيفه هستند... . رويكرد فرهنگ آموزش يك رويكرد جديد نيست بلكه قرآن كريم نيز چنين رويكردي دارد. راز جاودانگي قرآن نيز همين نگاه فرهنگ آموزشي است. به عنوان مثال قرآن كريم در آيات 48- 49 و 50 سوره مباركه روم، در زماني كه مراحل تشكيل ابر و بارش باران را به زيبايي بيان مي كند نتيجه اي كه مي گيرد بيان يك نكته تربيتي واعتقادي هم چون بحث معاد است... و يا در سيره پيامبر (ص) وائمه هدي عليهم السلام مي خوانيم كه روزي كه پيامبر به دليل اين كه خود خرما خورده بود از نصيحت كودكي كه مادرش از او خواسته تا به فرزندش بگويد تا خرما نخورد خودداري مي كند... و يا امام صادق (ع) فرمود : كونوا دعاة الناس بغير السنتكم.( مردم را با عمال خوب خود به اسلام دعوت كنيد) ... اين جمله امام راحل وعظيم اشان انقلاب نيز مي تواند به عنوان شعار آموزش وپرورذش جمهوري اسلامي قرار گيرد كه : ‹‹ بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند ›› ... ,,, امید است دوستان عزیز بنده را در این مهم یاری رسانند. مدیر وبلاگ : رضا نباتی تلفن تماس : 09122712760 |
|
RSS
|